فان بیست چیست ؟

فان بیست پرتالی تفریحی است که قصد آن فقط و فقط شادمان کردن مردم است .

پس شادمان خارج شوید .

جستجو
Search
دوستان
Firend
ارشيو
archive
آمار سايت
Site info

    افراد آنلاین : 8
    ورودی گوگل امروز : 6

    بازدید امروز : 2716
    بازدید دیروز : 4054
    کل بازدیدها : 14754450

    تعداد کل مطالب : 1219
    ارسال روزانه : 0.60
    نظرات روزانه : 0.86
    تبادل لینک با 0 سایت
    تاسيس : 20/04/1390

آخرین اعضای فان بیست
جستجو
Search

متن مورد نظر را وارد کنید و اینتر نزنید

  • جست‌وجو

  • قیمت روز خودرو
    Online Price
    عضویت و نویسندگی در فان بیست
    Announcement
    صفحات ویژه
    Special Pages

    موضوعات سایت
    category
  • دسته‌ها

  • بیشترین لایک ها
    Last Posts
    برترین های 24 ساعت گذشته
    today views
    برترین های سایت
    today views
  • مطالب تصادفي
    Random Posts
    بیماری های پرهزینه در ایران و جهان

    مدیرعامل سازمان خدمات درمانی نیروهای مسلح پرهزینه ترین بیماریها در ایران و دنیا را اعلام کرد. سردار سرتیپ دوم دکتر فرشاد نجفی پور در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان این مطلب افزود: در دسته اول بیماریهای پرهزینه بیماریهای هموفیلی، تالاسمی[.....]

    کلمات اشخاص مختلف(خنده)

    آخرین کلمات یک الکتریسین: خوب حالا روشنش کن… آخرین کلمات یک انسان عصر حجر: فکر میکنی توی این غار چیه؟ آخرین کلمات یک بندباز: نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره… آخرین کلمات یک بیمار: مطمئنید که این آمپول بیخطره؟ آخرین کلمات[.....]

    اس ام اس sms حرفهای زیبا و خواندنی بزرگان جهان ( سری۲ )

    یا چنان نمای که هستی، یا چنان باش که می‌نمایی «بایزید بسطامی» بدترین و خطرناکترین کلمات اینست: «همه این جورند». تولستوی حقیقت چیزی نیست که نوشته می‌شود .. آن چیزی است که سعی می‌شود پنهان بماند! به جای این که[.....]

    داستان طنز کلاه فروش و میمون ها

    کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شدکه کلاه ها نیست. بالای سرش را نگاه کرد. تعدادی میمون را دید که[.....]

    جواب دادن با زدن کلوخ !!! ( حکایتی شنیدنی از بهلول )

    روزی بهلول در مجلس وعظی نشسته و به سخنان واعظ گوش می داد. در این هنگام مردی از جای برخاست و رو به واعظ نمود و گفت: حضرت شیخ سه سؤال دارم که اگر از عهده آن بر می آیید[.....]

    عکس جدیدترین ستاره موسیقی راک جهان (اخر خنده)

    اینم عکس خنده دار ستاره راک موسیقی جهان در سال ۲۰۱۲ !!! برای دیدن عکس اصلی به ادامه مطلب برین

    داستان من و پدرم ( قصه من و بابام )

    بسم الله الرحمن الرحیم شب بود و ماه و اختر و شمع و من و خیال خواب از سرم به نغمه ی مرغی پریده بود در گوشه اتاق فرو رفته در سکوت رویای عمر رفته مرا پیش دیده بود در[.....]

    عکس: قسمتی از کارتون پلنگ صورتی درمورد ایران که ندیده اید!

    این تصویر مربوط به کارتون پلنگ صورتی در حدود ۳۹ سال پیش است. وقتی که پلنگ صورتی چمدونشو میبنده که بره سفر توریستی ، چهار کشور رو انتخاب میکنه که یکی از کشورها ایرانه!! واسه دیدن عکس به ادامه مطلب[.....]

    عکس خنده دار سوژه داغ جدید باحال خرداد ۹۱

    اینم یه عکس از بروبچ طرفدار عدد ۳ !!! خیلی باحاله حتما ببینینش برای مشاهده این عکس فوق کمدی به ادامه مطلب برین

    علت ارسال نشدن سیم کارت رای آموز رایتل

    سلام به فان بیستی ها خیلی ها سیم کارت رای آموز رایتل ثبت نام کردن و هنوز به دستشون نرسیده نگران نباشید …. سیم کارت ها ارسال میشن ولی دیر و زود داره

    موضوع : مطالب طنز
       تاریخ ارسال : مهر ۲۰م, ۱۳۹۰ ۵ نظر

    داستانی که در زیر نقل می شود، مربوط به دانشجویان ایرانی است که دوران سلطنت «احمدشاه قاجار» برای تحصیل به آلمان رفته بودند و آقای «دکتر جلال گنجی» فرزند مرحوم «سالار معتمد گنجی نیشابوری» برای نگارنده نقل کرد:

    چاره ای نداشتیم. همۀ ایرانی ها دور هم جمع شدیم و گفتیم ما که سرود ملی نداریم و اگر هم داریم، ما به یاد نداریم. پس چه باید کرد؟ وقت هم نیست که از نیشابور و از پدرمان بپرسیم. به راستی عزا گرفته بودیم که مشکل را چگونه حل کنیم. یکی از دوستان گفت: اینها که فارسی نمی دانند. چطور است شعر و آهنگی را سر هم بکنیم و بخوانیم و بگوئیم همین سرود ملی ما است.

    واسه خوندن متن خنده دار و کمدی خاظره عمو سبزی فروش به ادامه مطلب برین

    موضوع : مطالب طنز
    موضوع : مطالب طنز
       تاریخ ارسال : مهر ۸م, ۱۳۹۰ بدون نظر

    پیرمردی در بستر مرگ بود. در لحظات دردناک مرگ، ناگهان بوی عطر شکلات محبوبش از طبقه پایین به مشامش رسید. او تمام قدرت باقیمانده اش را جمع کرد و از جایش بلند شد. همانطور که به دیوار تکیه داده بود آهسته آهسته از اتاقش خارج شدو با هزار مکافات خود را به پایین پله ها رساند …

    برای خواندن این داستان بامزه به ادامه مطلب برین

    موضوع : مطالب طنز